صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...راستی نظر یادت نره!
|
|
عاشق تر...
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری گفتم که تو می دونی،سرخاک تو می میرم ، ولی تا لحظه مردن نمی گیرم دل از تو سکوت کن...
سکوت کن شبی که...
★شبی که آوای نی تو شنیدم★
در ميان گريه هايم....
در ميان گريه هايم
تنها...
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد، فریبنده زاد و فریبا بمیرد... شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای ، دور... و تنها بمیرد. در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب ... که خود در میان غزلها بمیرد . گروهی بر آنند که این مرغ شیدا کجا عاشقی کرد؛... آنجا بمیرد. شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته باور نکردم...؛ ندیدم که قویی به صحرا بمیرد. چو روزی از آغوش دریا بر آمد ، شبی هم در آغوش دریا بمیرد... شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته باور نکردم ؛ ندیدم که قویی به صحرا بمیرد.
چو روزی از آغوش دریا بر آمد ، شبی هم در آغوش دریا بمیرد...
برای تويی كه تنهايی هايم....
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... ... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای برای تويی كه قلبت پـا ك است ... برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
|